10. ژاپني‌. هنچين سئيكن‌، در 1156، رساله‌هايي به زبان ژاپني نوشت كه از پن تسئائوهاي‌ چيني اقتباس شده بود. يكي از آنها درباره‌ٴ غلات است‌. آثار سئيكن مصور بود، و چون پن‌ تسئائويي كه وي تصاوير را از آن اقتباس كرده مفقود شده است ــ چئونگ كوانگ 1061 ــ اثر سئيكن داراي ارزش ويژه‌اي است‌.
بوته‌ٴ چاي را در 1191، ايسائي راهب بزرگ بودايي در ژاپن معرفي كرد. از قرار معلوم معرفي‌ قبلي با شكست روبه‌رو شده بود، ولي اين يكي قرين موفقيت بود، چون ايسائي كشت چاي را سازمان داد، و براي اين كه كارش ناقص نباشد، كتابي در توصيف فايده‌هاي چاي نوشت‌.

11. خلاصه‌. برجسته‌ترين طبيعيدانان اين عصر، ابن عوام‌، هيلدگارد، هان چئان ـ چيه و فان‌ چئنگ ـ تا بودند ــ يك اسپانيايي مسلمان‌، يك راهبه‌ٴ آلماني‌، و دو چيني‌.

يا. طب‌

1. مسلمانان غربي‌. بهتر است اول به شخصيت مرموز "الكواتيم‌" سليمان پسر اريت‌، توجه‌ كنيم كه احتمالاً از مُدَجـًنون يا مسلمانان مسيحي‌شده بوده‌، در طليطله برآمده‌، و در حدود 1159، رساله‌اي درباره‌ٴ بيماريهاي چشم نوشته است‌. رساله‌ٴ او احتمالاً به‌عربي نوشته شده بود، وي قسمت عمده‌اش در يك ترجمه‌ٴ قديم لاتيني موجود است‌. با اين كه الكواتيم فقط مترجم‌ عربي به لاتيني بوده است‌؟
رساله‌ٴ ادويه‌ٴ مفرده‌ٴ غافقي‌، بيشتر براساس گياهان جمع‌آوري شده توسط خود او در اسپانيا و افريقا بود، كه در بخش تاريخ طبيعي ذكر شد. جالب است خاطرنشان شود كه غافقي‌. نام ادويه‌ها را به‌عربي‌، لاتيني و بربري به‌دست مي‌دهد. جغرافياي ادريسي داراي موضوع‌هاي طبي‌ فراواني‌است‌، و يكي از رساله‌هاي او راجع به ادويه‌ٴ مفرده اخيراً، در استانبول كشف شد.
برجسته‌ترين پزشكان ابن طفيل و ابن رشد بودند، كه هر دو در دربار موحدون در مراكش‌ خدمت مي‌كردند؛ ابن طفيل تا 1182، يعني هنگامي كه كهولت او را ناگزير به كناره‌گيري كرد (او در آن هنگام‌، دست كم 72 سال داشت‌)، و سپس ابن‌رشد از 1182 تا 1194. گويند ابن‌طفيل دو رساله‌ٴ طبي نوشته و مشاور همكار جوان‌ترش بوده است‌. ابن‌رشد پيش از 1162، يك‌ دايرةالمعارف طبي‌، به نام الكليات نوشت‌، كه هدف آن بيشتر بررسي كليات طب بود و ازاين‌رو، نوعي مكمل‌التيسير ابن زهر به‌شمار مي‌رفت‌، ولي حاوي ملاحظات باارزش ديگري بود؛ مثلاً به‌ نظر مي‌رسد كه ابن‌رشد اول بار، تقريباً عمل شبكيه را دريافته است‌1 (چشم‌پزشكان پيشين گمان‌ مي‌كردند كه روٴيت در جليديه (عدسي‌) صورت مي‌گيرد)؛ و او دريافت كه يك بار، حمله‌ٴ آبله‌


1 .از قرن‌ها پيش‌، شبكيه را مي‌شناختند، نام لاتيني آن ترجمه‌ٴ يك واژه‌ٴ يوناني است كه هروفيلوس (نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ سوم ق‌م‌) به كار برده است‌. اصطلاح عربي‌ هم به همان مفهوم است‌.